حسنعلى خان افشار
65
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
كشمكشها كه به هدف دستيابى به قدرت در ميان خوانين بختيارى - بهويژه سران هفتلنگها - روىداد و در نتيجهء آن قدرت در ميان دوركىها تثبيت شد ، بسيار به سود دربار ايران بود ؛ زيرا كه اوج اين كشمكشها درست برابر با روزگار شاه مرد شد . به سخن ديگر بختيارىها در روزگار شاه مرد سرگرم ستيزهاى درونى خود بودند و نبود يك هستهء مركزى كه بتواند آنها را به سويى سوق دهد ، سبب شد تا آنها - بااينكه يكى از كانونهاى بحران آن روز بهشمار مىآمدند - از آنچه پيش آمده بود ، نتوانند چندان به سود خود بهره ببرند . اگرچه در همين سفرنامه بارها به دستدرازىشان به شهرهاى شمال خوزستان ، بهويژه دزفول ، اشاره شده است ولى اين به هيچ رو با رويدادها و جريانهاى تاريخيى كه اين قوم در تاريخ نوين ايران پديد آوردند ، سنجيدنى نيست . اين دورهء كشمكش درون قبيلهاى بختيارىها ، در سفرنامهء حاضر نيز بازتاب يافته است ؛ آنجا كه نويسنده به كشته شدن فرزندان كلبعلى خان و دامادش آقا عليداد به دست حسينقلى خان ، جانشين و برادرزادهاش ، اشاره مىكند . رخدادى كه در تاريخ بختيارى به جنگ قلعه لوط مشهور است « 1 » . سركوبى قوام الدين طباطبا سيد قوام الدين طباطبا از سادات طباطبا بود كه از زمان فتحعلى شاه تا روزگار شاه مرد بر منطقهء بهبهان حكمرانى كرد . قلمرو او در ميان دو حاكمنشين فارس و خوزستان قرار داشت و اگرچه بهطور رسمى جزو قلمرو فارس بود اما ادارهاش به شدت و ضعف قدرت حاكمان اين دو منطقه بستگى داشت : هر حاكمى كه نيرومندتر بود ، آنرا زير نفوذ خود مىگرفت « 2 » . ميرزا قوام الدين مشهور به ميرزا قوما نيز يكى از قدرتهاى محلى خوزستان است كه در فهرست اهداف اردوكشى معتمد الدوله قرار داشت . معتمد اگرچه بر سر او اردوكشى كرد ولى نتوانست به وى دست يابد و بىهيچ پيروزيى مجبور به عقبنشينى از قلمرو او شد « 3 » . ازاينرو تنها قدرت از زنجيرهء شاهكهاى مستقل خوزستان بود كه توانست تا روزگار شاه مرد پايدار بماند ، به اين سبب همواره وجودش
--> ( 1 ) . نك : متن ، ص 105 ؛ سردار ظفر ، يادداشتها و خاطرات ، ص ص 52 - 54 . ( 2 ) . نك : هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 467 . ( 3 ) . نك : لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 67 .